<

۱۰ دلیل برای مطالعه کمیک ساگا

تو دنیا دو دسته آدم وجود داره: اونایی که دارن کمیک ساگا اثری ازBrian K. Vaughan و Fiona Staples که کمیکی هیجان انگیز در ژانر علمی تخیلی و مخصوصا بزرگسالان از نشریات ایمیج هست رو دنبال می کنند و اونایی که هنوز شروع نکردن به دنبال کردن این کمیک. اون گروه اول آدم هایی هستن که زندگی های خوش و خرمی دارند و از لحظات زندگی شون لذت می برن برای اینکه ساگا خــــــــــــــــارق العاده هستش. قبل از اینکه شروع به خوندن و دنبال کردن این کمیک کنید اینجا ده دلیل برای فوق العاده بودن اون براتون آماده کردیم.

اما اگر مطلب رو خوندید، پس مطمئنا خواهان خوندن کمیک هم هستید. پس از پروژه فارسی اون در فرام انیمه دیدن کنید. (کلیک کنید)

1. با داستانی شبیه به Star Wars طرف هستید.

ساگا یه داستان فانتزی و علمی تخیلی هستش که توی یه کهکشان مملو از جادو و هیولا های مختلف مثل فضاپیما ها و وسایل لیزریش قرار گرفته. جنگی بین سیاره ی لندفال، که اکثر ساکنینش روی کمرهاشون بال دارن، و قمراون ریث، که اکثر ساکنینش روی سرشون شاخ دارن، برای سالیان طولانی برقراره و شعله ی این جنگ دامن همه ی دنیا رو سوزونده. قهرمان های داستان ما به سرزمین های بی شماری سفر می کنند و ماجراجویی آن ها شامل نبرد هایی حماسی، شکارچی های شرور و بدکار و بسیاری موجودات مختلف جالب، جذاب و هیجان انگیز دیگر می شود. می دونید مثل چی می مونه، همون طوری که Star Wars یه دنیای جدید با کلی خصوصیت جدید رو که تا حالا هیچکس مثل اون رو ندیده بود معرفی کرد و همه چیز به نظر درست و دوست داشتنی میومد ساگا هم همین جادو رو داره و همه چیز توی ساگا سرجای خودش هست و امکان نداره از اینی که هست بهتر بشه.

2. با داستانی بی شباهت به Star Wars طرف هستید.

توی این داستان هیچ حکومت شرورانه ای وجود نداره و هیچ کسی هم خوب مطلق نیست، اما جنگ و خشونتی بین لندفال و ریث وجود داره که لندفال و ریث مجبور شدن برای کمتر کردن صدمات به مردم خودشون جنگ رو به سیاره های دیگه بکشن. قهرمان های داستان ما آلانا از لندفال و مارکو از ریث هستن، کسایی که دو سرباز در جناح های مخالف بودن و عاشق هم شدن و از میدان جنگ فرار کردند. اونا قصد ندارن تبدیل به قهرمان و سمبلی برای متوقف کردن جنگ بشند و فقط می خوان که یه زندگی راحت و ساده و تنها کنار دخترشون داشته باشند. اما فرار و عشق اونا باعث عصبانیت هر دو طرف جنگ میشه و بنابراین لندفالی ها شاهزاده ربات IV(نژادی از لندفالی ها که به جای سر تلوزیون دارن) و مقامات ریث هم شکارچی به نام ویل رو برای از بین بردن اون ها می فرستن. ولی این دو نفر مثل دارث ویدر یا شخصیت های دیگه ی Star Wars نیستن، شاهزاده داستان دوست داره هرچه زودتر ماموریتش رو انجام بده تا بتونه برای تولد فرزندش برگرده خونه و ویل هم از این کار استعفا میده چون می خواد بره دنبال نجات یه دختر شش ساله از یه سیاره که توش بردگی جنسی وجود داره و داستان همین طوری ادامه پیدا می کنه.

3. با داستانی دیوانه کننده و تخیلی طرف هستید.

می خواید بدونید چقدر این داستان خلاقانه هست؟ فقط کافیه که چند صفحه از داستان رو باز کنید و یه نیم نگاهی بهش بندازید، اونموقعس که می بینید توی هر صفحه امکان داره با یه چیز عجیب و دیوانه وار رو به رو بشید که حتی به ذهنتون هم نمی رسیده از ارواح پرستار گرفته تا افرادی که جای سرشون تلوزیون دارن و فضاپیما های خاص و جالب و یا زنی که پایین تنش مثل عنکبوت می مونه و بالاتنش لخت هست و با این حال زن بسیار بسیار خطرناکی هست.

4. اما داستان بیشتر از چیزی که انتظارش رو دارید واقعی به نظر می رسه.

شاید خیلی براتون عجیب باشه که به یه کمیکی که یکی از شخصیت هاش نیمه برهنه و یه زن عنکبوتی هست بشه واقعی گفت ولی برای این داستان خاص میشه گفت چون وقتی درباره ی شخصیت های ساگا حرف می زنیم ، این شخصیت ها به صورت عجیبی بهتون حس واقعیت داشتن رو منتقل می کنند. برای مثال مارکو و آلانا مثل ابرقهرمان های داستان های دیگه نیستن، اونا دو تا عاشق هستن که بهم علاقه زیادی دارن ولی حتی برای یه بار هم این احساسات بین اونا برای شما لوس و خشک نمی شه چون اونا مثل زوج های واقعی با همدیگه دعوا می کنن، بهم تیکه می اندازن و حتی با همدیگه معاشقه دارند، ولی به هیچ جاشون نیست که مردمشون دارن باهم می جنگند و تنها چیزی که براشون اهمیت داره بچه تازه بدنیا اومدشون هستش. همون طور که بالاتر هم ذکر کردم، افراد به اصطلاح شرور داستان انگیزه های قابل درک خودشون رو دارن و به آدم بد های داستان های دیگه حتی نزدیک هم نیستن. آوردن بچه به این دنیا یا هر دنیای دیگه وظیفه ی سنگینی هست و توی داستان به این موضوع خیلی خوب پرداخته شده و مهم ترین دلیلش هم اینه که نویسنده ی داستان در زمان نوشتن این داستان خودش صاحب فرزند شده و به خوبی می دونه که بچه دار شدن چه مشکلاتی داره و چقدر می تونه سخت باشه.

5. نمی دونم چطوری بگم که متوجه شید ولی خداییش قشنگه.

واقعا کلمه ای نه تو زبان انگلیسی نه تو زبان شیرین فارسی وجود نداره که بتونه زیبایی تک تک صحنه ی ساگا رو باهاش توصیف کرد، واقعا برای کشیدن و رنگ آمیزی تک تک این صحنه در همه ی صفحه هات اون زحمت زیادی کشیده شده و به قدری زیباست که لذتش قابل توصیف نیست و برای همیشه بیادتون می مونه. ولی کاری که برای طراحی شخصیت ها انجام شده واقعی شگفت انگیز و خارق العاده هستش. صورت شخصیت ها بقدری خوب طراحی شدن که اگر تموم متن کمیک هم برداریم و همه ی بالون ها رو حذف کنیم هم متوجه اتفاقات و احساسات بین شخصیت ها و روند داستان میشیم. تا حالا شده نه فقط یه کمیک بلکه به یه عکس نگاه کنید و از طرز نگاه کردن افراد با خودتون بگید که وای خدای من، من حتی از چشم های این دو نفر هم می تونم بفهمم که چقدر عاشق هم هستن و حاضر هستن هر کاری برای هم بکن. من این حس رو داشتم ولی از یه عکس نبود بلکه از ساگا بوده.

6. داستانی با طبع گرم

ساگا یه داستان جذاب صحنه‌های احساسی زیادی در اون جریان داره که به لطف هنر فوق العاده Staple خارق العاده هستن و برای همشون زحمت زیادی کشیده شده. اصلاً مگه میشه یه زوجی مثل آلانا و مارکو توی داستان باشه و جاذبه ی بین اونا زیبا، واقعی و قابل لمس نباشه، واقعا حیفه، ولی صادقانه بگم که این زوج و رابطه بینشون حرف نداره.

7. داستان بامزه هم هست

پس تا اینجا می دونیم که داستان خلاقانه، رمانتیک و احساساتی، سکسی، اکشن و هیجان انگیز هستش اما اگر کارهای Vaughan رو بشناسید حتماً می دونید که این نویسنده چقدر می تونه داستان رو بامزه و خنده دار هم بکنه، حتی با وجود ترسناک و هیجان انگیز و سرگرم کنندگی اون، داستان دارای بخش های طنز و خنده دار هم هست و اگر هم آشنایی ندارید فقط کافیه که اولین دیالوگ ساگا رو بخونید تا متوجه شید توی این دنیای ترسناک و هیجان انگیز ممکن هست چه حرف هایی گفته بشه.

8. یه گربه دروغ سنج داریم.

ویل که بالاتر دربارش توضیح دادم یه گربه بزرگ آبی رنگ بی مو به اسم گربه دروغ سنج داره. این گربه هروقت کسی دروغ بگه و اون بشنوه بلند داد می زنه “دروغ می گه”. این موضوع هم شاید عجیب به نظر بیاد هم جالب ولی گربه دروغ سنج عالیه، همین و بس.

9. در حال حاضر بهترین داستان موجود در بازار با محوریت یه خانواده هستش.

اگر از شماره ۶ متوجه نشدید باید دوباره تاکید کنم که ساگا برای همه سنین مناسب نیست پس اون رو به بچه های کم سن پیشنهاد نکنید و ما هم همچین پیشنهادی نداریم. اما ساگا بین کمیک ها تک هستش، چون شخصیت داستان دنبال عشقش نمی گرده چون این اتفاق از قبل تموم شده و عشق رخ داده و عشقش رو پیدا کرده. شخصیت های داستان دنبال گنج و ثروت نیستن چون تموم خوش حالی و خوش بختی شون بچه شون هیزل هستش. هیچکس توی این داستان دنبال ماجراجویی نیست و تنها خواسته ی آلانا و مارکو یه جای امن برای زندگی هستش. ساگا درباره بچه دار شدن هستش و اینکه این اتفاق چقدر می تونه هم شگفت انگیز باشه هم ترسناک و دیوانه کننده، ساگا درباره چگونگی تشکیل شدن خانواده هستش، خانواده ای که رسوم و قوانین رو رعایت نمی کنه و حتی به تفاوت خون و نژادشون هم توجهی نمی کنند چون تنها چیزی که براشون اهمیت داره خانواده خودشون هستش نه چیز دیگه ای. و بعدش کنار همچین خانواده ای سفینه های فضایی هم داره. حالا چقدر می تونه خفن باشه؟

10. تنها شانس تون برای تجربه این داستان هستش.

Brian K. Vaughan و Fiona Staplesدو خالق این اثر هیچ تمایلی برای کشوندن آن به دنیای سینما و تلوزیون ندارن و حاضر نیستن که اجازه این کار رو بدهند. Vaughan خودش شخصا اعلام کرده که ساگا رو تنها برای علاقه مندان به کمیک خلق کرده و این داستانی هست که تنها از طریق کمیک میشه اون رو بازگو کرد و به لطف زحماتی هم که برای این کمیک کشیده شده، واقعاً این داستان برای هیچ جای دیگه نیست و فقط برای جامعه ی کمیک دوست خلق شده. واقعا جزئیات به حدی در این کمیک رعایت شده و به قدری مقیاس اون بزرگ هست که از بسیاری آثار دیگه حسابش جدا میشه و خیلی از قسمت های اون مثل دیالوگ ابتدایی داستان، دارای نکاتی هست که باعث میشه اگر روزی قرار شود این اثر به هالیوود راه پیدا کنه دچار تغییراتی بشه و این اصلاً باب میل خالقین ساگا نیست پس همه ی تلاششون رو می کنند تا از این امر جلوگیری کنند. Brian K. Vaughan در مصاحبه با هالیوود ریپورتر در مورد مسئولین هالیوود گفت”فکر کنم می خواستم چیزی خلق کنم که وقتی اونا، اون رو برمیدارن و می خونن با خودشون بگن”نه مگه اینطوری هم میشه؟” و بعد اون ها کمیک رو می بندن و میزارن کنار و دوباره با خودشون می گن”نه این برای ما نیست”” پس اگر می خواید ساگا رو تجربه کنید و مطمئن باشید که ازش منصرف نخواهید شد، تنها یه راه دارید و اونم خوندن کمیک های اون هستش. بهتون اطمینان می دم که نا امید نمی شید و گربه دروغ سنج می دونه که دروغ نمی گم.

<

پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.