<

مردی که میخندد! چرا جوکر محبوب ترین ضدقهرمان تاریخ کمیک است؟

با شمایل منحصر به فردش و خنده های جنون آمیزش قربانی های خود را قبل از مرگ به وحشت میاندازد،روانی ترین و بهترین شرور خلق شده توسط باب کین و بیل فینگر درسال ۱۹۴۰ در شماره ی اول کمیک های بتمن که با گذر زمان شخصیت یک بعدی اش کاملتر شد.مردی با صورتی زخم شده و سوخته؛ که خصایص یک آنارشیست کامل را دارا بود و فلسفه ی عجیبی برای زندگی داشت، هر بار که تیمارستان ارکام را تصرف میکند آنجارا به آنتی اتوپیایی تبدیل میکند که تنها گوشه ای از هرج و مرج درون ذهن اوست.مردی که تبدیل به نماد جنون شده است و در حین خندیدن به راحتی آدم میکشد ،مردی که آنقدر در ژرفای جنون فرو رفته است که حتی گذشته خودش را هم درست به یاد نمی آورد.

کسی که بدون درنگ تمام نزدیکان بتمن را میکشد،شکنجه میدهد و به صلابه می کشد تا خودخواهانه از او دشمنی قدر تر برای خود بسازد.جان مردم برای او هیچ ارزشی ندارد زیرا در نگاه او آنها فقط مهره های سوخته بازی او و بتمن هستند.

شخصیتی که ماسکی بر چهره نمیگذارد زیرا چیزی نمانده که از او محافظت کند؛فقط و فقط جوکر ؛حتی در درونی ترین سطوح…

مردی که با فلسفه و ایدئولوژی دیوانه وار و صد البته جذابش دم از آزادی واقعی میزند و به حدی در این کار موفق است که روانپزشکی که قرار بود او را درمان کند نیز با او هم پیشه میشود.

کسی که در عین دیوانگی میتوان نبوغ را در نقشه هایش دید.و بزرگترین سلاحش غیرقابل پیش بینی بودن اوست؛شاید در دل بگویید وقتی میدانی کسی کارش فقط کشتن و صدمه زدن است او را خیلی دورتر از مفهوم غیرپیش بینی بودن تصور میکنی ولی واقعیت این است که شما نمیدانید هدف بعدی جوکر چیست…حتما ! شما میدانید او میخواهد به کسی صدمه بزند اما به کی؟ یک خانه ی سالمندان؟ یک مهد کودک؟ دفتر رییس جمهور یا شهردار؟ واقعیت این است که هیچکس از تاخت و تاز جنون این شخصیت در امان نیست و اینجاست که مفهوم غیرقابل پیش بینی بودن در مورد او صدق میکند.

مردی که کت و شلوار نمیپوشد و ادای آدم های محترم و سیاست مدار های خیرخواه را در نمی آورد و لحظه ای بعد به شما از پشت خنجر بزند.حقیقت این است که جوکر چیزی برای پنهان کردن ندارد و از اشاعه ی پلیدی بی حد و حصر خود در ملا عام ابایی ندارد.در اصل از نظر بسیاری دلیل اینکه بسیاری جوکر را دوست دارند این است که حرف های او نیمه تاریک هر کسی را در دنیای واقعی بیدار میکند.

کشتن جیسون تاد و تجاوز و فلج کردن باربارا گوردون تنها ذره ای از خباثت او هست  در حالی که شاید بعضی بگویند دشمنی جوکر و بتمن مانند دشمنی های دیگر نیست و جوکر مانند گرین گابلین،لکس لوثر،ریورس فلش،کینگ پین، یا بولزآی و… به خانواده بتمن کاری ندارند مگر اینکه آن ها لباس قهرمانی پوشیده باشند در جواب باید گفت که بروس وین و خانواده اش به قطعیت با اسامی قهرمانی خود پیوند خورده اند به طوریکه جوکر اگر به یکی از آن ها صدمه بزند نه تنها به بتمن بلکه به کل خانواده ی او صدمه زده است و همین وضعیت روحی خانواده باری اضافی بر دوش بتمن است به راستی کدام شرور میتواند در این سطح گسترده روح و روان و جسم و باورهای یک قهرمان رو تخریب کند؟؟

از دیگر دلایل ماندگاری این کاراکتر این است که او مانند بسیاری دیگر در پی ایده ی کلیشه ای فرمان بر جهان نیست او فقط میخواد دنیا را به یک تیمارستان جهانی تبدیل کند و در نهایت سوختن آن را ببیند.

برخی می گویند بسیاری از هواداران جوکر با فیلم های نولان عاشق این کاراکتر شده اند و قبل از آن جوکر چیزی نبوده است که مشخص است مبحث اول کاملا درست است ولی مبحث دوم تناقض های زیادی در دل خود دارد؛کریستوفر نولان به عنوان یک کارگردان قدرتمند فقط توانست به بهترین شیوه ممکن گوشه ای ایدئولوژی جوکر را به نمایش بگذارد و تا کسانی که کمیک نمیخوانند هم گرفتار کاریزمای این شخصیت شوند حال آنکه جوکر همان جوکری بود که سال ها در کمیک ها با همین طرزفکر وجود داشت.

در مبحثی دیگر یبینیم که جوکر کارهای اعجاب انگیزش را فقط با بتمن و خانواده او انجام نمیدهد برای مثال در جایی میبینیم که او مردی را که صاحب یک رقاص خانه برهنه است را بدلیل اینکه هارلی کویین را فقط و فقط استخدام کرده است به راحتی پوست میکند،بله او پوست صاحب کلاب رو کاملا میکند در حالیکه فقط فریاد های مرد را میبینیم زیرا او هنوز به هوش هست. شاید عده ای این کارهارو عمدتا چندش آور بدانند تا خبیثانه ولی برای لحظه ای فکر کنید….چه اندازه ای از…نه اصلاح میکنم چه انبوهی از شرارت میطلبد تا شخصیتی کارهایی مانند این را انجام دهد؟؟

در نهایت باید گفت معیارهایی برای تبدیل شدن یک آدم بد به یک شرور تاثیرگذار مد نظر است و جوکر تمامی این معیارها را فراتر گذاشته و خود به معیاری برای سنجش تبدیل گشته است .

<

پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.